مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختلال اسکیزوفرنیا (فصل دو پایان نامه ارشد)
مبانی نظری و پیشینه پژوهش (فصل دو پایان نامه ارشد) اختلال اسکیزوفرنیا در 21 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc |
![]() |
دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 72 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 21 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش (فصل دو پایان نامه ارشد) اختلال اسکیزوفرنیا در 21 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه ی پژوهش)
همرا با منبع نویسی درون متنی فارسی و انگلیسی کامل به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری در مورد متغیر و همچنین پیشینه در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب برای فصل دو پایان نامه
منبع : دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از مبانی نظری متغیر:
اختلال اسکیزوفرنیا
این نمونهای از اخت?ل روانپریشی است. این نوع اخت??ت در ویژگیهایی چون قطع تماس با واقعیت و نبود هر گونه بینش در مورد اخت?ل، مشترکاند. این نشانهها بسیار متنوع هستند. DSM IV پنج زیرگروه را باعنوان اخت??ت روانپریشی جای میدهد؛
1. کاتاتونیایی
2. پارانویایی
3. سازماننایافته
4. نامتمایز
5. باقیمانده.
در اینجا فقط تصویر کلی این اخت?ل را در نظر میگیریم. بهطورکلی، دو نوع نشانههای بیماری در اخت??ت روانپریشی وجود دارد؛ نشانههای مثبت که متشکل از رفتارهای افراطی و نشانههای منفی که مشتمل بر کمبودهای رفتاری هستند. رفتارها میتوانند شناختی، هیجانی و روانیحرکتی باشند.
نشانههای مثبت دربرگیرندة اخت??ت فکری مانند هذیانها هستند. هذیانها افکاری هستند کهدرمورد بیشتر افراد به صورت سوءتعبیر واقعیت نمایان میشوند؛ برای مثال،هذیان تعقیب و آزار، هذیان خود بزرگپنداری یا این باور که بیگانگان افکاری را در ذهن فرد جاسازی کردهاند. افکار و بیان ک?می آنها اغلب آشفته و درهم است که به تداعیهای بدون انسجاممنتهی میشود(ازاین شاخهبهآن شاخهپریدن) یا یک حرف را بارها تکرارمیکنند. توهمات(ادراکهایی که در غیاب محرکهای خارجی صورت میگیرد)، بهویژه شنیدن صداها، یکی دیگر از اخت??ت تفکر در این گروه از بیماران است. شکل و کمیت حرکات بدنی بیمار روانپریش ممکن است افراطی باشد. هیجانها اغلب متناسب با موقعیت نیستند، برای مثال بیماربههنگام شنیدن خبر بد میخندد. نشانههای شناختی منفی ممکن است شامل تمایل به کم سخن گفتن باشد. از لحاظ هیجانی، شخصممکن است ازعدماحساس لذت خبر دهد یاهیجانات بسیاراندکی را بروز داده یا پاسخهای هیجانی نامناسب نشان دهد. گوشهگیری اجتماعی و بیارادگی که منجر به بیاحساسی میشود نیز در این گونهبیماران به چشم میخورد. حرکات ممکن است تکراری باشد یا اص?ً حرکتی وجود نداشته باشد، حالتی که به کاتاتونیا معروف است.
2-3-2-1- ملاک تشخیص اختلال اسکیزوفرنیا
الف علایم مشخصه: دو علامت(یا بیشتر) از علایم زیر که هر یک برای بخش قابل توجهی از زمان در یک دوره یک ماهه وجود داشته باشند.(در صورت درمان موفقیتآمیز، کمتر از یک ماه)
- وجود هذیان
- توهم(مثل توهمات بینائی، بویائی، لامسه و بیش از همه، شنوائی).
- گفتار درهمریخته(مثل از خط خارج شدن و گسیختگی)
- رفتار واضحاً در هم ریخته یا کاتاتونیک
- علایم منفی مثل عاطفه سطحی، ناگوئی، بیارادگی عوارض “منفی” شامل اینهاست:
- احساس بی تفاوتی یا بی احساسی
- ناتوانی در تمرکز کردن و فکر کردن
- اجتناب از تماس با افراد دیگر
- نیاز داشتن به حفاظت
توجه: اگر هذیان عجیب و غریب وجود داشته باشد یا توهم بهصورت صدائی که در مورد رفتار یا افکار بیمار نظر میدهند، یا دو یا چند صدا که با هم صحبت میکنند وجود داشته باشد، تنها یک معیار کافی است.
ب- اختلال عملکرد اجتماعی / شغلی: از زمان شروع اختلال برای مدت قابلملاحظهای یک یا چند حوزه عملکردی واضحاً به سطحی کمتر از میزان قبل از شروع افت کرده باشد، مثلاً در شغل، روابط بین فردی، مراقبت از خود(یا اگر شروع در دوران کودکی یا نوجوانی است، به حد مورد انتظار در دستاوردهای بینفردی، تحصیلی یا شغلی نرسیده باشد). عملکرد بین فردی مختل(مثل گوشهگیری از اجتماع، سردی و بیتفاوتی هیجانی، پرخاشگری، عدم تناسب جنسی).
ج- مدت علامتهای بیماری به مدت 6 ماه بهطور دائم باقی بماند. که حداقل یک ماه از این 1 ماه باید شامل علایم بیماری(در صورت درمان موفق کمتر) از معیارهای الف باشد(یعنی علایم فاز فعال) و ممکن است دورههائی از علایم پیشدرآمدی و باقیمانده را هم شامل شود. در مدت این دورههای پیشدرآمدی یا باقیمانده، علامتهای اختلال ممکن است تنها بهصورت علایم منفی یا دو یا چند علامت معیار الف به شکل خفیف باشد(مثل عقاید عجیب و تجارب ادراکی غیرمعمول).
د- رد اختلال اسکیزوافکتیو و اختلال خلقی: اختلال اسکیزوافکتیو و اختلال خلقی با علایم پسیکوتیک، کنار گذاشته شده باشند. به این ترتیب که: الف) همزمان با علایم فاز فعال بیماری هیچگونه اپیزود افسردگی ماژور، مانیا یا مخلوط رخ نداده باشد) اگر همزمان با علایم فاز فعال اپیزودهای خلقی رخ داد، مدت کل آنها نسبت به مدت کل دورههای فعال و باقیمانده بیماری کوتاه باشد.
ه- رد سوءمصرف مواد/ وضعیت طبی عمومی: اختلال بهدلیل اثر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده(مثلاً داروی مورد سوءمصرف یا یک داروی طبی) یا یک وضعیت طبی عمومی نباشد.
و- ارتباط با اختلال فراگیر رشد: اگر تاریخچه اختلال اوتیستیک یا اختلال فراگیر رشد دیگری وجود دارد، تشخیص اسکیزوفرنی تنها در صورتی اضافه میگردد که هذیان یا توهم بارزی به مدت حداقل یک ماه(یا در صورت درمان موفق کمتر) وجود داشته باشد.
طبقهبندی سیر طولی(تنها پس از حداقل یک سال سپری شدن شروع علایم فاز فعال میتواند انجام شود):
- اپیزودیک(یا حمله ای ) با علایم باقیمانده در بین اپیزودها(اپیزودها با ظهور مجدد علایم پسیکوتیک برجسته، تعریف میشوند) همچنین مشخص کنید اگر همراه است با علایم منفی برجسته.
- اپیزودیک بدون هیچ علامت باقیمانده در بین اپیزودها(حمله های بیماری).
- مداوم(علایم برجسته پسیکوتیک در طول دوره مشاهده وجود دارد). همچنین مشخص کنید، اگر همراه است با علایم منفی برجسته.
- اپیزود منفرد در بهبود نسبی، همچنین مشخص کنید اگر همراه است با علایم منفی برجسته
اپیزود منفرد در بهبود کامل.
- الگوئی دیگر با الگوی مشخصنشده است(DSMIV).
ویژگی اصلی اسکیزوفرنیای نوع پارانویایی وجود هذیانها یا توهمهای شنیداری بارز توام با حفظ نسبی کارکرد شناختی وعاطفی است. نشانه های اختصاصی اسکیزوفرنیای نوع آشفته و کاتاتونیایی(مانند گفتار آشفته، عاطفه سطحی یا نامناسب، رفتار کاتاتونیایی یا آشفته) بارز نیستند. در این نوع اسکیزوفرنیا، هذیانها معمولا به گزند و آسیب یا بزرگ منشی، یا هر دو مربوط اند، اما هذیانهایی با محتواهای متفاوت(مانند حسادت، مذهبی، یا جسمانی) نیز ممکن است روی دهند. هذیانها ممکن است متعدد باشند ولی معمولا بر محور یک موضوع یکپارچه شکل می گیرند. و توهمها نیز معمولا با محتوای موضوع هذیانی رابطه دارند. ویژگیهای همراه این اختلال شامل اضطراب، خشم، کناره گیری، و مشاجره جویی هستند. چنین فردی ممکن است در تعامل با دیگران شیوه ای برتری طلبانه و تحکم آمیز و یا یک شیوه سلسله مراتبی، رسمی یا به شدت انعطاف پذیر داشته باشد. در مقایسه با سایر انواع اسکیزوفرنیا، شروع این نوع اسکیزوفرنیا دیررس است. برخی شواهد حاکی از این است که پیش آگهی برای نوع پارانویایی، بویژه با توجه به کارکرد شغلی و توانایی زندگی مستقل، ممکن است به طور چشمگیری بهتر از سایر انواع اسکیزوفرنیا باشد(DSMIV).
2-3-2-2- بینش در بیماران اسکیزوفرنیا
اگرچه آگاهی از بیماری و داشتن بینش شناختی در بردارنده ی معانی ضمنی بالینی مهمی است، ولی نظریه هایی که تلاش کرده اد تغییرات بینش را توضیح دهند با حمایت های محدود و موقتی همراه بوده اند. در زمینه بینش ضعیف و علت شناسی آن در اسکیزوفرنیا سه نظریه عمده مطرح است:
نطریه اول: مربوط به دیدگاه روان پویایی است که انکار و ناآگاهی از بیماری را یک سازو کار دفاعی می داند که بدین وسیله از فرد در مقابل عزت نفس پایین که از پذیرش بیماری روانی مزمن ناشی می شود، محافظت می کرد.
نظریه های عصب-روانشناختی، بینش ضعیف را پیامد نقایص عصب شناختی که به فرایند بیماری مغزی در اسکیزوفرنیا مربوط است می دانند(لیساکر و بل، 1995).
نظریه سوم که مربوط به نظریه های بالینی است، بینش ضعیف و ناآگاهی از فرایندهای بیماری را نشانه اولیه اسکیزوفرنیا در نظر می گیرد که به طور تنگاتنگ با هذیان ها و توهم ها رابطه دارد(لیساکر و بل، 1995).
الگوهای سبب شناختی متنوع در مورد بینش شناختی، تباینی با یکدیگر ندارند و هر کدام از این نظر که ابعاد خاصی از مسأله را مورد توجه قرار می دهند، مناسب و در خور تأمل هستند.
با وجود اینکه بینش ضعیف یکی از عادی ترین نشانه های اسکیزوفرنیای حاد است، اما مفهوم بینش به طور گسترده در سال های اخیر مورد توجه و بررسی قرار گرفته است(مک اوی و همکاران، 1989). به نظر می رسد اینکه بینش را در بیماران سایکوسوماتیک یک متغیر چند بعدی و پیوستاری بدانیم عاقلانه تر باشد تا اینکه آن را پدیده ای واحد در نظر بگیریم که از قانون همه یا هیچ پیروی می کند. این نگرش پیوستاری باید در مورد مفهوم سنتی آگاهی و پذیرش بیماری شخصی نیز مورد توجه قرار گیرد(دیوید، 1990). سنجش بینش باید ابعاد به هم پیوسته ای، مانند نگرش در جهت درمان روان پزشکی، توانایی در نظر گرفتن تجارب سایکوتیک به عنوان نابهنجاری، ظرفیت اسناد مجدد پدیده های و تفکیک از اسنادهای غلط و دریافت کنندگی و پذیرندگی اطلاعات اصلاحی دیگران را در بر گیرد(دیوید، 1990). در سال های اخیر، بسیاری از تحقیقات به بررسی ماهیت شناخت ها نسبت به بیماری روانی در افراد مبتلا پرداخته و میزان بین شناختی بیماران را مورد بررسی قرار داده اند.
چند مطالعه نشان داده اند که بین بینش شناختی و درجات نشانه های اسکیزوفرنیا، به ویژه علائم مثبت، رابطه معکوس وجود دارد(آمادور و همکاران، 1993؛ دیوید، 1990).
پیشینه پژوهش:
زاراوسکی و اسمیت[1] (2010)، در تحقیقی که روی 46 نفر بیمار روانی انجام دادند ، به این یافته درست یافتند که اسکیزوفرن ها به شدت در کنترل هیجانات و دلواپسی اضطرابی با افراد عادی دارای تفاوت هستند.