«این کلمه را نخستین بار ویلیام، جی، تامس W.J.Thoms باستانشناسی انگلیسی (در گذشته به سال 1885 م) وضع کرد وآن را طی نامهای با امضای مستعمار آمبروز مرتون «Ambrose.Merton» در نشریّة انجمن ادبی لندن در تاریخ 22 اوت 1846[1] به چاپ رساند. وی در توضیح این اصطلاح تاکید داشت که مطالب و موضوعاتی «از قبیل عادات و آداب و مشاهدات و خرافات و ترانهها و اصطلاحات و غیر از اینها باید از ادوار قدیم تدوین شود» تا هم در آینده پژوهشگران بتوانند از این طریق به اطلاعات مورد علاقه خود دست یابند و همچنین بدین وسیله بتوان از زوال و فنای آثار و اندیشهها و ادبیات عامّه، جلوگیری کرد.»[2]
برای آنکه تعریف صحیحی از فولکلور کرده باشیم ابتدا باید بگوئیم که لفظ «فولک» یا مردم میتواند به دستهای از مردم از هر طبقه و گروهی که میخواهد باشد اطلاق شود، بشرط آن که آنان لا اقل در یک چیز با هم مشترک باشند. این وجه اشتراک میتواند شغل متشابه، دین مشترک، زبان واحد، و غیره باشد. اما آنچه مهم است آنست که این گروه به هر ترتیب که فرم گرفته باشد باید سنتها و رسومی خاص داشته و آن را از خود بداند.
افراد گروه نباید لزوماً یکدیگر را بشناسند، اما همهی آنها باید آن رسم و سنّت و چیزی را که با هم مشترک دارند آگاه یا ناخودآگاه دانسته و باید توسّط آن رشته به هم مربوط باشند. آن رشته از سنن و آداب را که به آن اجتماع، شخصیّت و هویّت و موجودیّت مخصوص خودش را میدهد، فولکلور مینامیم.»[3]
«کلمة فولکلور مرکّب است از دو جزء «فولک» Folk و «لر» Lore که جزء اول را در فارسی به مردم، توده، عامه، خلق و عوام ترجمه کردهاند و بخش دوم را به دانش، آگاهی، دانستنی، معلومات، حکمت و کلماتی ازین گونه برگرداندهاند. روی هم رفته مترجمان پارسی زبان در برابر فولکلور، اصطلاحات فرهنگ مردم، فرهنگ توده، دانش عوام، حکمت عامیانه، فلسفه عوام، معرفت عامه، دانستنیهای عوام، فرهنگ عامه، فرهنگ قومی، آداب و رسوم و اعتقادات عامه، اخلاق عامیانه، تودهشناسی و عباراتی ازین قبیل آوردهاند. هنوز بین این مترجمان توافقی دیده نشده که تنها یک اصطلاح را برگزینند و به این اختلاف آرا خاتمه دهند.[4]
در تعاریف گوناگونی که از فولکلور شده است، در مجموع، قلمرو آن بسیار وسیع به نظر میرسد. در فرهنگ اصطلاحات ادبی جهان از جوزف شیپلی که در سال 1955 میلادی، منتشر شده است، پس از بحث دربارهی پذیرش واژهی فولکلور از سوی کشورهای مختلف، مینویسد: در فرانسه و اسکاندیناوی، فولکلور برای موضوعاتی از قبیل شکلهای خانههای سنتی، اعمال کشاورزی، شیوههای مربوط به بافتنیها و منسوجات و دیگر جنبههای فرهنگ مادی که معمولاَ به انسان شناسی اختصاص دارد، به کار برده میشود. در انگلستان، این لفظ، به سنتهای شفاهی یا کتبی مردم و اظهارات و عبارات در زیباییشناسی سنتی، منحصر میشود. سپس میافزاید: به نظر میرسد هیچ اختلافی نباشد در این که این اصطلاح، شامل همهی انواع آوازها و ترانههای باستانی، قصههای کهن، خرافهها، افسانههای محلی، ضربالمثلها و معماها شود.[5]